شماره تماس: 09336267812

ذهن اتمی

مدل مغزی افراد پیشرفت گرا

این مقاله در خصوص اطلاع از شیوه  انگیزه سازی سیستم مغز است . اگر چه انگیزه برای ما مهم است ولی پی بردن از فرایندهایی که باعث انگیزه می شوند می تواند ما را در دانش مغز با انگیزه کمک قابل توجه ای نماید. قبل از هر چیز به مغز می پردازیم .

شناخت مغز با انگیزه پیشرفت بالا

در گام نخست کمی در مورد شرایط مغز با انگیزه صحبت می کنیم و سپس به نتایج کارکردها سیستم های مغز و نقش آن با شخصیت سازی  پیشرفت گرایی می پردازیم .

چندین سال است که محققان و پژوهشگران علاقه خاصی به نقش مغز انسان در برخی از عملکردها و ویژگی های رفتاری و شناختی انسان ها پیدا کرده اند .

خصوصاً،پژوهشگران  انگیزش سعی دارند بفهمند کدام ساختار مغز بیشتر با حالت های انگیزشی ارتباط دارند چرا که محققان علاقه مند به مبحث پیشرفت یکی از گزینه های مهم دخیل در پیشرفت را افراد را فعال بودن سیستم مغز انسان می دانند .

محققان در پی کشف این موضوع هستند که چگونه این ساختار ها فعال می شوند و چگونه رویدادهای روزمره را فعال سازی  و ایجاد می کنند.

چرا این موضوع اهمیت دارد ؟

اغلب افراد خواهند گفت که علت مهم بودن مغز این است که وظایف شناختی و عقلانی ، از جمله تفکر ، یادگیری ، یادآوری ، تصمیم گیری و حل مسئله را انجامی می دهد . اینها عملکردهای بسیار مهم مغز هستند، اما مغز کارهای بیشتری انجام می دهد.

مغز فقط متفکر نیست بلکه مرکز تولید انگیزش و هیجان مثبت و منفی ما است .

به عبارت ساده تر، هنگامی که مغز مشغول انجام دادن وظایف خودش است، علاوه بر اینکه به کاری که انجام می دهد اهمیت می دهد، به این نیز اهمیت می دهد که آیا شما می خواهید که این کار را هنوز انجام دهید.

به طوری که که بعداً خواهیم دید چند ساختار مغز در سیستم لمبیک ، به هم مرتبط هستند و تحریک آن مدارها ، حالت انگیزشی خاصی را بوجود می آورد .

قشر مخ

قشر مخ یکی از عالی ترین ناحیه پیش مغز و جدید ترین قسمت سیر تکامل است . عالی ترین کارهای ذهنی، مثل فکر کردن ، برنامه ریزی ، در قشر مخ انجام می شوند بافت عصبی سازنده قشر مخ ، از لحاظ حجم، بزرگ ترین قسمت مغز است (حدود 80درصد مغز را تشکیل می دهد) و مثل یک کلاه روی قسمت های پایین تر قرار می گیرد.

قشر مخ با کارکردهای شناختی مانند تفکر، برنامه ریزی ، و یادآوری ارتباط دارد . بخش هایی از مغز با ایجاد کردن گرایش به پیشرفت ، احساس مثبت و بخش هایی دیگر با اجتناب یا دوری از پیشرفت و احساس منفی در ارتباط هستند .

افکاری که قشر پیش پیشانی راست را تحریک می کنند، احساس های منفی را بوجود می آورند ، در حالی که افکاری که قشر پیش پیشانی چپ را تحریک می کنند ، احساس های مثبت را به وجود می آورند.

تفاوت این دو ساختار مغز باعث بوجود آمدن تفاوت های شخصیتی در بین افراد می شود، به طوری که فردی که بخش پیش پیشانی راست بسیار حساسی دارد نسبت به هیجان پذیری منفی بسیار حساس می باشد ، در حالی که افرادی که قطعه های پیش پیشانی چپ بسیار حساسی دارند نسبت به هیجان پذیری مثبت خیلی حساس هستند .

شناخت سیستم های فعال ساز رفتار(  BAS ) و سیستم های بازدارنده ی رفتار( BIS )

روان شناسان شخصیت عموماً قبول دارند که دو بُعد گسترده ی شخصیت وجود دارد ؛ درون گراها و برون گراها . پژوهشگران مغز از اصطلاحات متفاوت با روان شناسان شخصیت استفاده می کنند و این ابعاد شخصیت را ” سیستم فعال ساز رفتار” (BAS)[1] و ” سیستم بازدارنده ی رفتار” ( BIS) [2]می نامند  .

ساختارهایی از مغز که با حالت های “انگیزشی گرایشی” مرتبط هستند، قشر پیش پیشانی  چپ است که با برنامه ریزی ، تعیین کردن هدف ،طرح ریزی کردن قصد ها ، تمایلات انگیزشی و هیجانی گرایشی (مثبت) می باشند. افرادی که قشر گرایشی مغزشان فعال است دارای میل بالا و دیدگاه مثبت دارند .

ویژگی این بخش شباهت زیادی با ویژگی های افراد ” برونگرا” دارد . افراد پیشرفت گرا عموماً  مغزشان تحریک بالایی برای رسیدن به اهداف و آرزوها نشان می دهد.

ولی افرادی که قشر پیشانی راست آنها فعال تر از قشر پیشانی چپ آنهاست،  احساس های منفی را بوجود می آورند. ویژگی شخصیتی این افراد شباهت نزدیکی با افراد ” درونگرا ”  دارد.

به عبارت ساده تر،  افکاری که در قشر پیش پیشانی راست فعال هستند ، افکاری از نوع منفی هستند، ولی افکاری که  در قشر پیش پیشانی چپ فعال هستند، افکاری از نوع مثبت هستند .

تعریف انگیزش پیشرفت

محقق و دانشمند بزرگ به نام های مک کلند انگیزه پیشرفت را چنین تعریف می کند . انگیزه پیشرفت انگیزه‌ای درونی است در فرد برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به یک هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در یک کار.  نیاز به پیشرفت ، میل به انجام دادن خوب کارها با معیار برتری است . این نیاز افراد را برای جستجو کردن ” موفقیت در رقابت با معیار برتری ” با انگیزه می کند .

احساس برتری ، معیار مهم انگیزش پیشرفت

عنصر مشترک در تمام موقعیت های پیشرفت این است که فرد با معیار برتری رو به رو شده و بوسیله آن نیرومند می شود، عمدتاً به این علت که می داند عملکرد آینده ، ارزیابی معنی داری از شایستگی او به بار خواهد آورد.

کوپر(1983) بیان می کند واکنش های هیجانی هنگام رو به رو شدن با معیار برتری، تفاوت دارند. افراد دارای نیاز زیاد به پیشرفت ، عموماً با هیجان های گرایشی ، مانند امید، غرور و انتظار خشنودی پاسخ می دهند . اما افرادی که نیاز کم به پیشرفت دارند، عموماً با هیجان های اجتنابی مانند اضطراب، دفاع و ترس از شکست واکنش نشان می دهند.

پاسخ های افراد به معیار برتری تفاوت دارند . وقتی افراد با معیار برتری رو به رو می شوند، در انتخاب نهفتگی ، تلاش، پایداری و میل به پذیرفتن مسئولیت نتایج موفقیت /شکست متعاقب ، تفاوت هایی را نشان می دهند .

افرادی که نیاز زیاد به پیشرفت دارند، در مقایسه با افراد دارای نیاز کم به پیشرفت ، بجای تکالیف آسان، تکالیف نسبتاً دشوار تا دشوار را انتخاب می کنند . آنها به جای اینکه از تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلاً از آنها اجتناب کنند، فوراً به این تکالیف می پردازند.

آنها در تکالیف نسبتاً دشوار ، تلاش بیشتری به خرج می دهند و عملکرد بهتری دارند زیرا غرور آنها را نیرومند می کند.  آنها در صورت رو به رو شدن با مشکل یا شکست در تکالیف نسبتاً دشوار ، بیشتر استقامت می کنند و به جای اینکه در صدد کمک گرفتن از دیگران برآیند یا از آنها توصیه بخواهند، مسئولیت موفقیت ها و شکست ها را می پذیرند.

مدل انگیزشی و عصبی افراد پیشرفت گرا

همانطور که بیان کردیم فرایندهای مغزی (سیستم های فعال ساز و بازدارنده رفتار (BAS/BIS) در گرایش افراد به پیشرفت یا دوری از پیشرفت نقش به سزایی دارند . بخش هایی از ساختار مغز مسئول برانگیختگی و ایجاد هیجان ها مثبت و گرایش به پیشرفت در افراد هستند( BAS ) و بخش هایی از ساختار مغز مسئول برانگیختگی و ایجاد هیجان ها منفی، اجتناب و یا دوری از پیشرفت در افراد هستند( BIS ) .

افرادی که ساختار مغزی مثبت (BAS) آنها فعال است افرادی پیشرفت گرایی هستند که با گام نهادن در راه اهداف بالا به دنبال کسب تجارب عالی در زندگی هستند .

 این افراد گام به گام می آموزند که استعداد پیشرفت به طور فطری در نهاد هر انسانی نهفته است . این آگاهی، باور پذیری  برای غلبه و برتری بر هر نوع  هدف را ، ممکن می سازد . زمانی که  افراد به “عقاید  و باور پیشرفت گرا ”  مجهز شوند ، نیروی عمل گرایی و نیرو اراده و تسلط بر شرایط در درون  آنها به جریان می افتد .

این پتانسیل مغزی، قابلیت افراد را برای مدیریت پیشرفت فردی و حرفه ای به حد قابل توجه ای تقویت و افزایش می دهد . به عبارتی باورهای پیروزی و عقاید تواناییِ غلبه بر چالش ها و موانع در افراد، توسط این انگیزه نیرو می گیرد.

باورها و عقاید پیشرفت گرایی نشانه ای از میزان اعتقاد فرد به اینکه او می تواند پیامدهای خوشایند را به وجود آورد و از پیامدهای نا خوشایند جلوگیری می کند ، است.

ریو (2006) بیان می کند، وقتی غالب تیپ شخصیتی و مدل رفتار  افراد، گرایش به پیشرفت باشد، باور پذیری مثبت برای برتری و پیروزی  مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار می گیرد . برای مثال، هنگامی که دانش آموزان و ورزشکاران ، یا فروشندگان، به کاری می پردازند، برنامه یا هدفی را در سر دارند، در باره ی توانایی هایشان عقایدی دارند ، برای موفقیت و شکست انتظاراتی دارند، موفقیت ها و شکست های خود را به شیوه ی خاصی توجیه می کنند ، و می دانند که کیستند و نقش آنها در جامعه بزرگ تر چیست .

هر چه مدل انگیزشی – عصبی افراد بر اساس گرایش به پیشرفت باشد، عقاید ، نگرش ها و بینش های آنها نسبت به جهان پیرامون ، فرصت ها و امکانات محیط پیشرفت ساز، دقیق تر می شود. فرق افراد با انگیزه پیشرفت با افراد دیگر از همین جا کلید می خورد . انسان  های موفق ، قابلیت های شناختی – عصبی و رفتاری خویش را به گونه ای متمایزنسبت به سایر افراد، مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند .

رفتار پیشرفت ساز < گرایش به پیشرفت < مغز گرایشی

انسان های آینده

افراد پیشرفت گرا ، انسان های آینده هستند، انسان هایی آفریننده، نوآورو خلاق . بر اساس همین ویژگی های ممتاز، این افراد به استقبال فرصت های آینده، و کسب افق های باشکوه و کشف تجارب نو می شتابند.  به عبارتی، رفتار و افکار نوگرا در آنها به طور کلی مشهود است .

افراد پیشرفت گرا چالش ها را غنیمت می شمرند و بدبیاری ها آنها را نیرومند می کنند . راهبرد های پیش بینی اوضاع و حل چالش ها بسیار سنجیده و حساب شده است. عکس این افکار و رفتار را می توان در افراد بی انگیزه به پیشرفت، پیش بینی کرد.  -رویکردی منفعلانه و سست بنیاد، که افراد را محروم  از ارزیابی دقیق و منطقی از موقعیت های درونی و بیرونی زندگی خود می کند- .

افراد پیشرفت گرا از نقاط قوت و ضعف خویش و شرایط محیط پیرامون خود آگاه هستند ، خود را همیشه در مراحل کنترل و تسلط بر شرایط و رویدادها می بینند .

این تیپ های شخصیتی بیشتر بر  نقاط قوت شرایط و محیط پیرامون تمرکز دارند و خود را همیشه در مراحل دست بالا کنترل شرایط و  توانایی می بینند . میدان خلاقیت و نگرش های اثربخش در جهت تبیین رویکردهای پیشرفت ساز، در این افراد خیلی بالا  است .

افراد با انگیزه پیشرفت بالا ، دانش و راهبردهای خود را از طریق  قابلیت های انگیزشی سازماندهی و نظامند می کنند.

این افراد به میزان زیادی از دانش و اطلاعات محیط خویش بهره مند می شوند؛ آنها در موقعیت ها و شرایط جدید بسیار  نوآور و  فعال هستند؛ شرایط را جدا از ظاهر موقعیت شان، تجزیه و تفسیر می کنند ؛ آنها اگر چه وجود موانع و چالش ها را انکار نمی کنند، ولی مبنای  ارزیابی و تحلیل اوضاع را  بر اساس میزان دانش ،آگاهی ، شناخت و عقاید کنترل شخصی خود مورد ارزیابی قرار می دهند ، نه شکل رویدادها اتفاق افتاده .

راهبرد های فلسفه نوآورانه این افراد ، بر اساس “آنچه هست ” ، “باید بشود”  تکیه دارد. 

پیام مهم

اگر یک فرد ماهیت توانایی ها و ملاک استعدادها و علاقه های درونی خود را با نگاه به چالش شرایط و موقعیت های بیرونی، نادیده و انکار کند و به پیام سختی ها و موانع بیرونی نسبت به توانایی خودش اهمیتی بیشتر دهد، راه رشد و پیشرفت واقعی خود را مسدود می سازد.

چنانچه تحقیقات نشان می دهند، اگر انگیزش های پیشرفت افراد، ناکام شود ، نادیده گرفته شود یا از خود شکوفایی ممانعت به عمل آید ، احساس ناکامی و ناخرسندی و رکود در فرد حاصل می شود .

کسانی که انگیزه های پیشرفت بالایی دارند احساس امید، انتظارات مثبت، قوای درونی خود را تقویت می کنند . آینده برای این انسان ها، روشن، زیبا و امید بخش است . زمانی که افراد انگیزه های بالایی برای تحقق اهداف خودشان دارند ، آنها ترغیب بیشتری برای ورود در صحنه عمل و میدان پیشرفت زندگی از خود نشان می دهند .

افراد با انگیزه های پیشرفت بالا ( BAS )، تحت تأثیر شرایط بیرونی ، قضاوت ها و نقد های دیگران قرار نمی گیرند.

به این عبارت که مانع تراشی ، انتقادات و دیدگاه های منفی بیرونی و دیگران بر عملکرد و پیشرفت  آنها اثر ویژه ای ندارد و همین مسأله موجب توان افزایی انرژی روانی و جسارت عمل گرایی در آنها می گردد. ولی در الگوهای انگیزشی ضعیف، ترس، تردید،  اضطراب، احساس شرم و دلسردی به وفور به چشم می خورد .

کسی که جهت گیری انگیزشی درمانده دارد ( BIS )، با ناامیدی خودش و کنار گیری از پیشرفت، به فرایند شکست واکنش منفی نشان می دهد و طوری عمل می کند که انگار اوضاع از کنترل او خارج است .

افرادی که “راه پیشرفت” را از درون خودشان جستجو می کنند، به آفرینندگان عرصه زندگی تبدیل می شوند. در مقابل افراد که با احساس ، درماندگی رو به رو هستند ، نارسایی انگیزشی پیشرفت گرا و نارسایی یادگیری در آنها به وفور مشاهده می شود.

این افراد نسبت به توانایی های خود و تغییر شرایط موجود زندگی بسیار بدبین هستند . به همین ترتیب این افراد را در شرایط تحصیلی ، ارتباطات اجتماعی، عملکردهای شغلی و سایر امور زندگی ، ضعیف و ناکارآمد می بینیم.

در پایان باید گفته شود که افراد برای پیش بینی آنچه اتفاق خواهد افتاد و سعی در تأثیرگذاری برآنچه اتفاق می افتد، خلاق و توانمند هستند و می توانند شرایط را به نفع خودشان تغییر و بهتر کنند .

اگر هدف تان این است که به افکار و رفتار خودتان نیرو و هدف بلقوه ببخشید و بخواهید به نتایج و خواسته های خودتان دست یابید،  کنترل کننده رویدادهای زندگی خودتان باشید و فردی مسلط و خودمختار و فعال باشید، می بایست  بر روی تقویت انگیزه پیشرفت خودتان سرمایه گذاری و حسابی ویژه  باز کنید .

زیرا انگیزش پیشرفت باعث شکوفایی استعدادهای بلقوه درونی و انرژی روانی شما می شود .

دستاوردهای آموزش توانمندسازی انگیزش پیشرفت

این شیوه آموزشی از افراد نمی پرسد که مشکل شما در چیست  و نمی پرسد چه کسانی و موقعیت هایی را باید به عوض و تغییر دهید تا پیشرفت حاصل شود . بلکه این روش به افراد می آموزد: قوت ها و توانایی های درونی شما به اندازه ای هستند که نیاز شما را برای ایجاد هرنوع  شکوفایی و پیشرفت در زندگی ، پشتیبانی  می کنند . 

اهم موضوع روش های آموزشی توانمند سازی انگیزه پیشرفت  بر ویژگی ها و توانایی درونی انسان ها استوار است . شواهد علمی و تجربی از این نتیجه گیری حمایت می کند که زندگی افراد با انگیزه های پیشرفت درونی، پرانرژی تر از افرادی است که از انگیزه های ضعیف تغذیه می کنند.

این روش در پی این هدف است که انسان ها بر اساس واقعیت و ماهیت درونی خودشان و آنچه که برای آنها دارای ارزش و اهمیت درونی است، پیش روند . هدف این است که انسان با توانایی های خودش آشناتر شود، ظرفیت های الهی اش را بهتر بشناسد و استعداد عظیم الهی اش را متبلور سازد.

افراد در روش آموزشی توانمندسازی ، ماسک بر چهره نمی زنند ، بلکه آزادند که عاشق ماهیت و استعدادهای وجود خود، علاقه مندی ها و ارزش های درونی خود باشند . (معیار ارزشی برای سلامت روان)

جهت گیری مهم این روش آموزشی، اعتنا و اعتماد به ظرفیت های درونی است به طوری که افراد با شرایط، امکانات و سرمایه های حال حاضرشان، می توانند بر شرایط و رویدادهای مختلف زندگی کنترل و مسلط باشند و  زندگی فردی، اجتماعی، کارآمد، و به نحو چشمگیر بر اوضاع زندگی فردی و حرفه ای اثربخشی داشته باشند . 


[1] – behavioral  activation  system

[2] – behavioral  inhibition  system

مطالب مرتبط

آخرین مطالب سایت

سرفصل‌های این مطلب

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدن این مطالب را به شما توصیه می‌کنیم: